جور دیگری باید دید !
عادت داده شده ایم تا پدیده ها را مقابل هم قرار دهیم . انگار ذهن دوبین ما فقط از راه تقابل و دوگانگی است که می تواند خودش را بشناسد و در واقع خود را مطرح سازد. ما عیدی به زیبایی نوروز داریم و از آن زیباتر عیدهایی به پربرکتی و شکوه فطرو قربان . همه این روزها روزهای نو و تازه های هستند که می توانند به جانهای خسته آرامش بخشند و روان های غمگین و افسرده را شاد سازند آنها که عیدها را مقابل هم می گذارند تا فقط یکی را برگزینند و آن دیگری را کنار زنند نمی دانند روزهای نو و تازه را نمی توان از هم جدا ساخت این روزها اگر نباشند تازگی و طراوتی نیست و وقتی تازگی نباشد کهنگی و افسردگی همه عالم را فرا می گیرد.
باید یاد بگیریم که از همه روزهای نو و تازه خود مانند نوروز استقبال کنیم و جشن بگیریم باید همه عیدها لباس نو بپوشیم و به سراغ آشنایان برویم و دیدار تازه کنیم باید هر عیدی برای ما بهانه ای باشد برای به خودمان برگشتن و با طبیعت و فطرت الهی خود یکی شدن . هر چه این عیدها بیشترباشند خاطرات شادی بخش ما و کودکان ما و نسل های بعد ما بیشتر می شود و کیست که نداند فقط خاطرات شاد و نشاط آور است که می مانند و ماندگاری و ادامه حیات خاطرات تلخ و اندوه بار را هیچ انسان سالمی دوست ندارد.
می توان درست در ابتدای آخرین ماه تابستان درست مانند لحظات تحویل سال یا مقلب القلوب خواند و از خالق هستی خواست تا حال ما را به نیکوترین حال دگرگون سازد. می توان دو هفته اول ماه شهریور را مانند دو هفته نخست بهار با طبیعت همراه شد و در دل آن به آرامش رسید .فقط باید چشمانمان را بگشائیم و تازگی هر روز زندگی را لمس کنیم و از صفا و شادی پنهان در هستی بوی عید را دوباره حس کنیم دیدن تازگی روزها نیاز به نگاهی تازه بین دارد و نگاه تازه نگر دلی صاف و خالی از زنگار و ناخالصی می طلبد.
باید تعداد روزهای نو و تازه را در زندگی خود زیاد کنیم باید قدر عیدهای خود را بدانیم و با هر کدام از آنها دل هایمان را از شادی و سرور پر کنیم .باید به دامن طبیعت برویم و با آن آشتی کنیم فقط اگر اینگونه زندگی کنیم سختی های زندگی بر ما آسان می شود و شوق رسیدن به عید بعدی ما را به ادامه زندگی امیدوار می سازد .
پس درنگ نکن ........
قلم چیست؟