من یار مهربانم، اما كمی گرانم!

dariush789897789978mehrdelan.jpg

من یار مهربانم، اما كمی گرانم
چون جنس باد كرده در دست ناشرانم

دركل به قول ایشان كم سود و پر زیانم
من گرچه اهل ایران این ملك شاعرانم

زیر هزار نسخه باشد شمارگانم
مانند حال زائو در وقت زایمانم

یا لنگ فیلم و زینكم یا گیر این و آنم
گیرم اگر مجوز من یار پند دانم

از این ممیزی ها سرویس شد دهانم!
اغراق اگر نباشد صفر است راندمانم

یك روز رفتم ارشاد با این قد كمانم
گفتم بده مجوز ای راحت روانم

گفتا تو را برادر یك سال می دوانم
در تو عقایدم را با زور می چپانم

گفتم نمی توانی گفتا كه می توانم
گفتم كنم شكایت گفتا كه بر فلانم!

از حرفهای او سوخت تا مغز استخوانم
من یك كتاب خوبم عشق است ترجمانم

نه عامل خلافم نی در پی مكانم!
محبوب اهل فكرم منفور طالبانم

فعال در مسیر آزادی بیانم
خواننده گر كوزت شد من ژان وال ژآنم!

من وارث پاپیروس از مصر باستانم
هم خبره در سیاست هم اقتصاد دانم

بسیار حرف دارم با آنكه بی زبانم
شاگرد فابریكِ جبار باغچه بانم

درد دلم شنیدی؟ حالا بخر بخوانم
از بسكه شعر گفتم كف كرد این دهانم

عباس احمدي، لوح

كاريكاتور اثر داريوش مهردلان، جشنواره كتاب مشهد

عید غدیر خم مبارک باد

عید غدیر خم مبارک

 

روز مـحـشــر پـرسـیـد ز مـن رب جـلــــــــی

گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی

گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت

گفتمش چون حـک نمودم روی قلبم یا علی

 

فقط بايد عادت كنيم كه عادت نكنيم!

ديگر وقتش شده بود، گنجشك كوچك بايد پرواز كردن را شروع مي‌كرد.

آسمان را ديده بود اما مزه پرواز را در آن نچشيده بود.

گنجشك كوچك پرسيد: پرواز كردن يعني چه ؟چه طوري است؟

گنجشك پدر بادي به غبغب انداخت و گفت:

پرواز يعني همين كه بال‌هايت را باز كني و در هوا معلق شوي؛ همين!

گنجشك ديگري از بالاي سرش پرواز كرد، پرسيد: آهاي پرواز كردن يعني چه؟

و جواب شنيد: يعني همين كاري كه من مي‌كنم! اصلا"يعني چه كه پرواز كردن يعني چه؟

پرواز يعني كاري كه همه گنجشك‌ها بايد بكنند و همه پرنده‌ها، همين!

راضي نشد، بدون اينكه جواب درستي بگيرد پرواز كرد!

سالها بعد، گنجشك كوچكي از او همين سوال را كرد و او حتي يادش نبود كه روزي خودش از

گنجشك پدر پرسيده بود: پرواز كردن يعني چه؟

گنجشك وقتي در آسمان پرواز مي‌كند. مزه پرواز را نمي‌چشد، چون برايش عادت شده.

و ماهي گاهي درون آب دنبال آب مي‌گردد، چون هميشه در آب شناور است.

و ما.... موقع سلامتي لذت سلامتي را ... .

وقت بي نيازي مزه بي نيازي را....

هنگام فرصت داشتن، قدر فرصت‌هارا... .

و هنگام بحث و عشق ورزي اطرافيان، قدر محبت آنها را نمي دانيم!

انگار عادت كرده ايم به عادت كردن!

فقط اگر لحظه اي مثل ماهي عادت كرده به آب، از درياي نعمت‌ها و داشته‌هايمان فاصله بگيريم، آن وقت له له زدن ماهي براي آب فراموش شده را مي‌فهميم و اگر مثل گنجشك پرشكسته اي، دستمان از دارايي‌هايمان كوتاه شود، معني پرواز كردن در آسمان خوشي‌ها را هر لحظه با تمام وجود درك خواهيم كرد.

فقط بايد عادت كنيم كه عادت نكنيم!