تلنگر

مارها، قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها از اين نابساماني بسيار غمگين بودند.
تا اينكه قورباغه ها عليه مارها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها بعضي از مارها را خوردند و بقيه را هم تار و مار كردند و قورباغه ها از اين حمايت شادمان شدند
طولي نكشيد كه لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها و قورباغه ها ناگهان دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند اما عده اي ديگر خواهان بازگشت مارها شدند.
مارها بازگشتند ولي اين بار همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند و قورباغه ها ديگر متقاعد شدند كه انگار براي خورده شدن به دنيا آمده اند!
براي آنها هنوز يك مشكل حل نشده است و آن مشكل اينكه، آنها نمي دانند توسط آشنايانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!!؟
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر ۱۳۹۰ ساعت 17:56 توسط مسعود صالحی اردکانی
|
قلم چیست؟