عشق ریشه دار...
آدم های زیادی را می شناسیم ، آدم های زیادتری راهم نمی شناسیم،بعضی ها را می شناسیم تا وقتی هستند ، بودن را هم به دیدن و شنیدن خود محدود می کنیم ، برخی را هم نمی شناسیم ، وقتی هم که از میان ما می روند باز هم نمی شناسیم شان ، اما کسانی هم هستند که تا زنده اند ودر میان این انسان های زنده نمی شناسیم شان ، اما وقتی از این جهان خاکی می روند با آنها آشنا می شویم.
**********
داشتم به دنبال مطلبی می گشتم در میان انبوهی از مطالب یکجا تلنبار شده ، که چشمم به نوشته ای افتاد در مورد زوجی فرانسوی، آنها امروز در این دنیا و در میان آدم های زنده نیستند . چند سالی می شود که نیستند.
اما از آن دسته اند که خیلی ها نمی شناختندشانو امروز خیلی ها میشناسندشان.
به یقین شما هم چنین افردی را می شناسید که بعد از رفتن بیشترشناختیدشان و بیشتر شناخته شده اند.
اما آنچه عامل شناخته تر شدن این زوج شد ، عشق بود ؛ عشقی عمیق و ریشه دار میان آن دو. همین نکته مرا واداشت تا امروز با شما از آنها بگویم . از عشقی که سال ها پس از مرگ آن دو نمایان تر شد ، عشقی که از دل نامه های آن زوج کهن سال بیرون تراوید.
عشقی که باعث شد یکی از نامه هایی که پیر مرد حدود یک سال قبل از فوت همسرش خطاب به او نوشته و سرشار از احساسات و علاقه اش بود ، به یکی ازپرفروش ترین آثار ادبی فرانسه تبدیل شود.
او در بخشی از این نامه خطاب به همسری که نزدیک به 60 سال با او زندگی کرده بود ، می نویسد :
« تازه 82 ساله شده ای ، قدت 6 سانتی متر کوتاه تر شده و فقط 45 کیلوگرم وزن داری ؛ اما با این وجود هنوز زیبایی ، باوقاری ، دوست داشتنی و ... اکنون 58 سال است که با هم زندگی می کنیم و احساس می کنم از همیشه بیشتر دوستت دارم ... هرگاه حسی از تهی بودن درون فضای سینه ام را می خورد ، تنها وجود تو این خلاء را پر می کند . همین اواخر بود که دوباره عاشقت شدم . هنوز هم وقتی به من نزدیک می شوی ، احساس می کنم که چیزی درونم فرو میریزد...»
آن پیرمرد که یکی از متفکران معاصر فرانسه به شمار می رفت ، بارها درباره همسرش گفته بود که بدون او تمام تلاش هایش در زندگی بی معنا و پوچ جلوه می کند.
اینچنین بود که زندگی 60 ساله آن دو هیچ گاه رنگ تکرار و کدورت نگرفت ؛ لحظه هایشان از کنار هم بودن و درکی متقابل پر شده بود و عشق ، عامل پیوند و یکی شدن آن دو زندگی ، دو ایده و دو نگاه بود.
********
خوب است که ما هم یادمان نرود قدرت عشق را ؛ یادمان نرود ارزش دوست داشتن را و یادمان نرود که بهترین راه زندگی را باید در همین اکسیر یافت ؛ دوست داشتن و عشق ورزیدن .
قلم چیست؟